شيخ ذبيح الله محلاتى
206
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
گستردند و شناختن پيغمبرى او را به اين دو علامت و رغبت كردن بوى و ديگر بروايت عامه خديجه خواهش كرد از آن حضرت كه هروقت جبرئيل مىآيد مرا اطلاع بده و قصد خديجه امتحان و اختبار بود چون جبرئل آمد و او را خبر داد خديجه عرض كرد برخيز يا رسول اللّه روي زانوى چپ من بنشين آنگاه عرض كرد بر زانوى راست من بنشين و هرگاه آن حضرت را حركت مىداد از محل خود عرض مىكرد آيا جبرئيل را مىبينى فرمود بلى پس روى و موى خود را گشود آنگاه عرض كرد آيا جبرئيل را مىبينى فرمود نه در آن حال خديجه گفت بشارت باد ترا كه اين ملك است پس جامه پوشيد و بنزد ورقه رفت و قصه را بازگفت ورقه گفت اى خديجه لقد جاء الناموس الاكبر التى ياتى موسى عليه السّلام ابن حجر عسقلانى در اصابه احاديث مذكوره را نيز نقل كرده بعلاوه مطالب بسيارى آورده كه همه متضمن فضائل خديجه است و ( گفته و من مزايا خديجة انها ما زالت تعظم النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و تصدق حديثه قبل البعثه و بعدها ) تا اينكه گويد روزى خديجه بطلب رسول خدا بيرون آمد جبرئيل به صورت مردي با او مصادف شد از خديجه احوال رسول خدا را پرسش كرد خديجه خوف كرد كه بگويد رسول خدا در كجا است ترسيد كه اين مرد از كسانى باشد كه قصد كشتن پيغمبر دارد چون خدمت آن حضرت رسيد و قصه را بازگفت حضرت فرمود آن جبرئيل بود و امر كرد كه از خدا ترا سلام برسانم . چهاردهم - نيز در اصابه گويد قالت عائشة كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم لا يكاد يخرج من البيت حتى يذكر خديجه و يحسن الثناء عليها فذكرها يوما من الايام فاخذتنى الغيرة فقلت هل كانت الا عجوزا قد ابدلك اللّه خيرا منها فغضب ثم قال لا و اللّه ما ابدلنى اللّه خيرا منها آمنت بى اذ كفر الناس و صدقتنى اذ كذبنى الناس و واستنى بما لها اذ حرمنى الناس و رزقنى اللّه منها اولادا دون غيرها من النساء قالت عائشة فقلت فى نفسى لا اذكرها بعد بسبة ابدا و كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اذا ذبح شاة يقول ارسلوا الى اصدقاء خديجه قال فذكرت له يوما فقال انى لاحب حبيبها .